ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

349

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

ده حصارى بلند از خشت و گل كشيده‌اند تا فقط ده يك مدخل داشته باشد و بس . براى سهولت دفاع در آن روزگار ، ده‌ها را بر فراز تپه‌هائى « 10 » خاكى كه به همين منظور ايجاد مىشده به صورت طبقه به روى هم مىساخته‌اند . نمونه‌اى از اين طرز ساختمان در آبادى يزدخواست برجاى مانده است ؛ بقاياى اين ده‌هاى روى تپه ، هنوز هم فراوان است . بلافاصله بعد از ديوارى كه ده را در بر گرفته مزارع و باغها ديده مىشود و باز پس از اتمام اين مزارع ديوار چينه‌اى ديگرى كه نازكتر است قرار دارد . خانه‌ها نيز از خشت ساخته شده است و داراى فضائى جلو باز است كه در عين حال از آن به عنوان آشپزخانه استفاده مىشود ، و در طرفين آن اتاقهائى است مخصوص مردان و زنان . در طول جبههء خانه ايوانى است كه بر يك تير چوبى از تنهء پوست‌كندهء درخت تبريزى تكيه دارد و در پناه آن در سبدهاى بزرگى كه از شاخهء بيد درست شده است و با گل و تپالهء گاو منافذ آن را مسدود كرده‌اند گندم و جو و ساير خوردنيها را نگهدارى مىكنند . بر بامهاى مسطح علوفه خشك و عليق زمستانى را تل‌انبار كرده‌اند . طويله‌ها و انبارهاى غله و علوفه طرفين حياط را احاطه كرده‌اند . بين دهقانان تقريبا هميشه تك‌همسرى رواج دارد . زنان بندرت به كار مزرعه مىرسند ، بلكه بيشتر به كار آشپزخانه ، تهيهء لبنيات ، روبراه نگاهداشتن و تعمير كلبه ، ساختن نمد ، بافتن قالى يا همه نوع منسوجات درشت بافت از پشم و كرك اشتغال دارند . غلهء مخصوص تهيه نان را در آسياهاى دستى يا دست‌آس آسيا مىكنند ، براى كره گرفتن به جاى كوزه خيك به كار مىبرند . بعد از اينكه دوغ يا ماست را در خيك ريختند آن را چون حصيرى بين دو درخت مىآويزند و آن‌قدر به پيش و پس حركت مىدهند تا كرهء آن جدا شود . از نظر مالكيت ، زمين كشت شده و بارور به اقسام زير تقسيم مىشود : 1 . اربابى ؛ 2 . رعيتى ؛ 3 . وقف ؛ 4 . خالصه ؛ 5 . تيول ؛ 6 . ملك شخصى . اربابى به زمينهائى مىگويند كه به يك ارباب معين تعلق دارد و رعيتها بر طبق شرايط مندرج در يك قرارداد بدانجا كوچيده‌اند تا زمين را آباد و از آن استفاده كنند . معمولا ارباب زمين و آب ، و بعضى اوقات بذر و حيوان باركش را مىدهد و رعيت براى خود كلبه مىسازد و دو سوم تا سه چهارم برداشت حاصل را موظفا به ارباب تحويل مىدهد . اما رعيت به زمين وابسته نيست ؛ مىتواند هر لحظه زمين را ترك گويد و به جائى ديگر برود كه اميد وجود شرايط بهترى در آنجا هست . هيچ مالكى هر قدر هم كه مقتدر باشد

--> ( 10 ) . من خود در جلگهء گستردهء ماد ، يعنى بين رى ، قزوين و همدان در يك رديف طولانى در فاصلهء منظم سه ربع ميل از هم از اين تپه‌ها ديده‌ام كه احدى مراد از تعبيهء آنها را نمىدانست . در داخل اين تپه‌ها چيزى ديده نمىشود مگر قشرهائى افقى از خاك ، گچ ، ذغال ، ملاط و خرده‌هاى كوزه‌ها و گلدانهاى سفالين كه نزديك آنجا هم باز از اين چيزها فراوان پيدا مىشد . محتمل است كه از اين تپه‌ها در مراسم دينى استفاده مىكرده‌اند ؛ همچنين مىتوان آنها را ايستگاههائى براى دادن علامت فرض كرد .